السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

51

جواهر البلاغة ( فارسى )

اراده‌هاى آنان شمشيرهاى برنده ، بخشش دستانشان ابرها ، و سپيدى چهره‌هايشان ماههاست . « 1 » 7 - قال على عليه السّلام : مثل الّذى يعلم الخير و لا يعمل به مثل السّراج يضئ للنّاس و يحرق نفسه . « 2 » حضرت على عليه السّلام فرمودند : مثل كسى كه خير را مىداند و به آن عمل نمىكند مثل چراغ است به مردم پرتو مىبخشد و خود را مىسوزاند . « 3 » 8 - قال صاحب كليلة و دمنة : الدّنيا كالماء الملح ، كلّما ازددت منه شربا ازددت عطشا . « 4 » صاحب « كليله و دمنه » [ ابن مقفّع ] گفته است : دنيا چونان آب شور است ، هرچه بيشتر از آن بياشامى تشنه‌تر مىشوى . 9 - فانهض بنار إلى فحم كأنهما * فى العين ظلم و إنصاف قد اتّفقا « 5 » در ذغال آتشى بيفروز ، آتش و ذغال در چشم انسان بسان ظلم و انصافى است كه باهم سازش كرده باشند . « 6 » 10 - فتراه فى ظلم الوغى فتخاله * قمرا يكرّ على الرّجال بكوكب « 7 »

--> - « فيض اكفهم » : مشبّه . « سحب » : مشبّه‌به . ادات حذف شده ، و وجه‌شبه كثرت و سرشارى است . « بيض وجوههم » : مشبّه . « اقمار » : مشبّه‌به . ادات حذف شده ، و وجه‌شبه زيبايى و درخشش است . اين تشبيه مفروق و مجمل است . ( 1 ) - « قضب » : جمع « قضيب » است و آن شمشير برنده است . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 2 ، ص 38 ، روايت 56 ( 3 ) - مشبّه : عالم بىعمل . مشبّه‌به : چراغ . ادات تشبيه : مثل . وجه‌شبه : زيان ديدن و سود رساندن . اين تشبيه مجمل است ، وجه‌شبه در آن ذكر نشده و عبارت يضئ للناس و يحرق نفسه وصف مشبّه‌به است . وجه‌شبه بايد در هردو طرف تشبيه وجود داشته باشد ؛ نور دادن و سوختن ، تنها در چراغ هست . ( 4 ) - « دنيا » : مشبّه . « الماء الملح » : مشبّه‌به مفرد مقيّد . « ك » : ادات تشبيه . افزون شدن عطش بر اثر افزون شدن تناول ، وجه‌شبه است . تشبيه مجمل است ، وجه‌شبه در آن ذكر نشده و عبارت « كلما ازددت منه شربا . . . » وصف مشبّه‌به است . ( 5 ) - اين شعر از تنّوخى است . ( مترجم ) نگاه كنيد به الايضاح ، ج 2 ، ص 222 ؛ و الطراز ، ج 1 ، ص 307 ( 6 ) - در اين شعر تخيّلا براى ظلم ، سياهى ؛ و براى انصاف ، سپيدى و روشنى اثبات شده است ؛ و روشنى آتش و سياهى ذغال به روشنى تخيلى انصاف و سياهى تخيلى ظلم تشبيه شده است البته با حالت اجتماع . وجه‌شبه اجتماع يك چيز روشن و يك چيز تيره است . « كان » ادات تشبيه است ، و تشبيه تمثيل و مجمل و غريب است . ( 7 ) - مشبّه : صورت ممدوح است در حالى كه با شمشير براق در ميان تيرگىهاى كارزار حركت مىكند . مشبّه‌به : صورت ماه است كه ظلمت شب را همراه با ستاره‌اى روشن مىشكافد . وجه‌شبه : ظهور چيز درخشانى است همراه با چيز تابناك ديگرى در وسط تاريكى . « تخال » : فعلى است كه براى تشبيه به كار گرفته شده . تشبيه تمثيل و مجمل است .